مخزن العرفان در تفسیر قرآن
مخزن العرفان در تفسیر قرآن
سورة القدر
مکیة و هى خمس آیات سوره القدر در تفسیر ابو الفتوح رازى چنین گفته این سوره برأى بیشترین مفسرین مدنى است و على بن حسین بن وافد گفته اول سورهاى که در مدینه فرود آمد این سوره بود و قتاده بروایت ابن ابى عفره از ابن عباس روایت میکند این سوره مکى است و پنج آیه و سى و سه کلمه و صد و دوازده حرف است زر بن حبیش از ابى بن کعب چنین روایت میکند هر کس سوره قدر را بخواند مثل کسى باشد که تمام ماه رمضان را روزه داشته و شب قدر را دریافته (پایان) و از امام صادق علیه السّلام روایت میکنند کسى که در نماز فریضه سوره قدر را بخواند بوى ندا میرسد یا عبد اللَّه گناهان تو آمرزیده شد و عمل را از سر گیر در مصباح کفعمى است که از امام صادق علیه السّلام روایت میکند کسى که در شب هزار مرتبه سوره قدر بخواند مثل کسى ماند که خود را در دار السلام ببیند و اگر صد مرتبه بخواند قبل از آنکه صبح شود خود را در بهشت بیند و اگر یازده مرتبه بعد از زوال و نماز ظهر بخواند نمیرد مگر آنکه حضرت رسول صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم را ببیند و اگر هفت مرتبه بعد از دو رکعت نماز عشا بخواند محفوظ ماند از شرّ آنچه از آسمان بزمین فرود میآید تا صبح شود.
و اگر خوانده شود بر چیزى که دفن شده محفوظ ماند و اگر بآب خوانده شود و کسى بیاشامد نورى در چشم وى و یقین در قلب وى پدید میگردد و حکمت باو عطا میشود و آدم مهموم غمناک اگر بخواند هم او رفع میشود و مریض بخواند شفا مىیابد و مسافر بخواند سلامت بوطن میرسد زندانى بخواند از زندان نجات مىیابد.
سوره القدر (97): آیات 1 تا 5
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ (1) وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ (2) لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (3) تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ (4)
سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ (5)
(ترجمه)
بنام ایزد هستى بخش صاحب رحمت عام و خاص
محققا ما این قرآن (بزرگوار را) در شب قدر فرود آوردیم،
چه چیز تو را بعظمت این شب آگاه گردانید،
شب قدر (از حیث مقام و رتبه) بهتر است از هزار ماه،
در آن شب فرشتگان با روح بزمین فرود مىآیند باذن پروردگارشان از هر امرى (که مأمور گشتهاند)
این شب رحمت و تهنیت است تا دمیدن طلوع فجر
(توضیح آیات)
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ اصل نزول در لغت بمعنى انحطاط و فرود آمدن از بالا بپائین است مثل قوله تعالى وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً و نزول نعمت از جانب اله عالم عطایا و بخششهاى او است و آن دو قسم است یا عین شیئى فرود مىآید مثل فرود آمدن قرآن از لوح محفوظ بعالم طبیعت یا نزول اسباب نعمت است مثل قوله تعالى اللَّهُ الَّذِی أَنْزَلَ الْکِتابَ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ که مقصود از انزال کتاب عین آیات قرآنى و باقى کتابهاى آسمانى است و مقصود از انزال حدید اسباب و معداتى است که حدید را پدید آرد در غریب القرآن راغب اصفهانى چنین گفته فرق است بین انزال و تنزیل که تنزیل مختص بچیزى است که در محل معین آنهم متفرق او بتدریج فرود آید لکن لفظ انزال عموم دارد یعنى فرود دفعى و تدریجى هر دو را شامل میگردد در اینکه مرجع ضمیر غائب در انزلناه قرآن است حرفى نیست و اطلاق آیه که بلفظ انزلناه آمده چنین مینماید که قرآن در شب قدر یک دفعه بر قلب پیمبر خاتم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرود آمده با آنکه خلافى نیست که قرآن بتدریج و آیه آیه بتوسط جبرئیل در مدت بیست و سه سال فرود آمده.
(سخنان مفسرین راجع بچگونگى فرود آمدن قرآن)
(1) قرآن در شب قدر یک دفعه از لوح محفوظ بآسمان دنیا فرود آمده و در مدت بیست و سه سال آیه آیه بزمین آمده (ابن عباس) (2) مقصود از (ها) در انزلناه اول آیهاى است که در شب قدر فرود آمده (3) در شب قدر قرآن از لوح محفوظ فرود آمده بسوى کتبه و جماعتى از ملائکه، که در آسمان دنیا میباشند و بعد آیه آیه بتوسط جبرئیل بعالم دنیا فرود آمده. (مقاتل) و ممکن است گفته شود حقیقت و معنویت قرآن در شب قدر یک دفعه بقلب مبارک رسول اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم و مقام روحانیش فرود آمده و بعد بتدریج و آیه آیه بحسب مقتضیات وقت در مرتبه جسمانیش نزول نموده و مأمور باجراء گردیده و شاهد بر آن آیاتى است که بلفظ تنزیل آمده مثل قوله تعالى وَ إِنَّهُ لَتَنْزِیلُ رَبِّ الْعالَمِینَ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ عَلى قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ و شاید مقصود از قلبک طور هفتم از اطوار قلب باشد که آن را مهجة القلبش نامند و ینبوع اشراقات و الهامات است.
(و بین مفسرین راجع بلیله قدر از چند جهت مورد بحث واقع گردیده)
(اول) شب قدر یعنى چه
(1) لیلة القدرش گفتهاند براى آنکه خداوند در این شب تقدیرات و آنچه باید در عرض سال واقع گردد تقدیر مینماید (2) قدرش نامیدهاند براى آنکه در آن شب خیر و برکت و مغفرت است و از ابن عباس روایت شده که در نصف شعبان تقدیرات بسته میشود و در شب قدر جارى میگردد.
(3) شب قدرش گفتهاند بمناسبت شرف و فضیلت و خیر و برکتى که در آن شب هست مثل اینکه گویند فلان مرد قدر و منزلت وى بزرگ است چنانچه در آیه وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ فرموده بزرگ نشمردند خدا را آن طورى که بایستى او را بزرگ شمارند شب قدرش گفتهاند براى آنکه در آن شب فرود آمد کتاب صاحب قدر براى رسول (صاحب قدر و عظمت براى امت صاحب قدر بر دست ملک صاحب قدر و منزلت
(دوم) شب قدر چه شبى است
بعض مفسرین اظهار میدارند که شب قدر مخصوص بعصر حضرت رسول صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بوده چون حضرتش وفات نمود حکم شب قدر تمام شد دیگرى گفته حکم شب قدر تا قیامت باقى است از ابو مرید چنین نقل میکنند که از ابو ذر غفارى پرسیدم که آیا شب قدر برداشته شده یا باقى است گفت من از رسول اللَّه پرسیدم که شب قدر همان در زمان انبیاء بوده یا همیشه باقى است فرمود لا نیز دیگرى گفته من از ابو هریره پرسیدم که میگویند شب قدر را از ما گرفتند گفت دروغ میگویند گفتم در سال چه شبى شب قدر است گفت در ماه رمضان جمهور علماء نظر بدلالت قوله تعالى شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ و این آیه إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ عقیده بر این است که شب قدر در ماه رمضان است و تا قیامت باقى است و اینکه در چه شبى از شبهاى رمضان است مورد بحث واقع گردیده.
حسن بصرى گفته شب قدر شب هفدهم رمضان است، دیگرى گفته شب اول رمضان است، ابو الفتوح رازى گفته در دهه آخر رمضان است و گفته این رأى شافعى و ابو هریره و مذهب اهل بیت است ابو هریره از حضرت رسول صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم چنین روایت میکند که فرموده در دهه آخر باید بسیار دعا نمود و از خدا طلب نمود از حضرت على علیه السّلام است که گفته پیمبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم در عشر آخر رمضان اهل بیت خود را از خواب بیدار مینمود براى عبادت و از ابو سعید خدرى نقل میکنند که حضرت رسول صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم شب بیست و یکم را تا روز نماز میکرد و آن شب از آسمان باران مىآمد و حضرتش در میان آب و گل سجده مینمود بقول دیگر شب قدر بیست و سوم ماه رمضان است و در اخبار از اهل بیت رسیده که از جهنیه شخصى خدمت رسول اللَّه آمد گفت از راه دور آمدهام مرا بشب قدر ره نمایى کن فرمود علیک بلیلة بیست و سوم دیگرى گفته شب قدر شب بیست و هفتم است و از بعض صحابه روایت میکنند که رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم در شب بیست و سوم دو ثلث از شب را نماز میخواند و شب بیست و پنجم دو بهره از شب و در شب بیست و هفتم تا صبح نماز میخواند از ابو بکر وراق از عدد کلمات این سوره سؤال نمودند گفت بعدد شبهاى ماهست سوره سى کلمه است ماه سى شب آن گاه گفت بشمار او میشمرد چون بهى رسید گفت هى هى همین است شب قدر زیرا که هى) در سوره قدر کلمه بیست و هفتم است.
و نیز گفتهاند (لیلة القدر) نه کلمه است در سه ضرب میشود بیست هفت میگردد و بقول دیگر شب قدر شب نوزدهم ماهست و شب اول ماه را نیز بعضى گفتهاند. (پایان) شاید حکمت اینکه شب قدر را تعیین ننمودهاند براى این باشد که مؤمنین همه شبهاى ماه رمضان را بعبادت قیام نمایند چنانچه اسم اعظم الهى در بین اسماء الحسنى مخفى داشتهاند که خدا را بتمام اسماء خوانده شود و نیز ساعت استجابت دعا از بین ساعات پنهان داشتهاند که در تمام ساعات روى نیازمندى بدرگاه بى نیاز آورده شود و نماز وسطى بین نمازهاى پنجگانه مخفى داشتهاند که تمام نمازها مراقبت شود و نیز موقع مردن را مخفى داشتهاند تا انسان همیشه ترسناک باشد و از معاصى خوددارى نماید ابو الفتوح رازى در تفسیر خود چنین گفته در قرآن خداوند پنج چیز در باره خود گفته و پنج حکم راجع برسولش فرموده آنچه در باره خود فرموده اول انزال دوم تعلیم سوم تثبیت چهارم تیسیر پنجم حفظ انزال در شهر رمضان شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ تعلیم ببیان تثبیت کَذلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَکَ تیسیر فَإِنَّما یَسَّرْناهُ بِلِسانِکَ حفظ إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ آن پنج حکم راجع بقرآن که در باره رسولش فرموده اول ابلاغ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ دوم قرائت اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ سوم تلاوت وَ اتْلُ ما أُوحِیَ إِلَیْکَ چهارم بشارت (و لتبشر به المتقین) پنجم انذار وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدًّا (پایان) وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ اشاره ببزرگى و عظمت شب قدر دارد که بماء تعجب برسول اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم خود خطاب مینماید که تو چه دانى شب قدر چیست بعد در مقام بیان برآمده و شب قدر را توصیف مینماید لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ شب قدر بهتر است از هزار ماه ظاهرا شب قدر از حیث زمان و شب بودن برترى بر شبهاى دیگر ندارد و برترى آن شاید باعتبار جهات دیگرى است که عبادت در آن شب از شبهاى دیگر امتیاز یافته و یکى از آنچه باعث مزیت آن گردیده همان است که قرآن در آن شب فرود آمده چنانچه فرموده إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَکَةٍ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ که برکت داشتن و ذى قدر بودن آن ممکن است بالعرض و امر اعتبارى باشد که بآن اعتبار شرافت پیدا نموده زیرا آن شبى که قرآن در آن شب فرود آمده باعتبار شرافت قرآن بهتر از هزار ماه بشمار میرود و باعتبار همان شرافت عرضى است که اعمال خیرى که در آن شب واقع میگردد بهتر از عبادت هزار ماهى است که خالى از شب قدر باشد.
و نیز چنانچه در اخبار و آثار رسیده تقدیراتى که در سال بایستى اجرا گردد و در لوح محفوظ ثبت گردیده در شب قدر از مرتبه قضا بمرتبه قدر فرود مىآید و در ایام سال جارى میگردد پس شب قدر اگر چه از حیث زمان با شبهاى دیگر مساوى بنظر مىآید لکن باعتبار وقایعى که در آن شب واقع شده و میشود امتیاز پیدا نموده مثل اینکه زمین از حیث مکان در همه جا یکسان است لکن باعتبار جهات دیگر مثل مسجد و کعبه و مشاهد مشرفه شرافت عرضى پیدا نموده و اخبار و احادیث در فضیلت و شرافت شب قدر و ثواب عبادت در آن بسیار است که در کتب ادعیه ثبت گردیده ابو هریره از حضرت رسول صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم چنین حدیث میکند (هر کس در شب قدر از روى ایمان و خلوص نماز کند خداى تعالى گناهان گذشته او را بیامرزد عبد اللَّه عباس روایت میکند در این شب بفرشتگان امر میشود که با جبرئیل از سدرة المنتهى بزمین آیند با چهار لواء و در چهار جاى بزنند، پشت خانه کعبه سر تربت رسول صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم، در مسجد بیت المقدس، در طور سینا آن گاه بامر جبرئیل ملائکه پراکنده شوند هیچ سرایى و حجرهاى و سفینهاى نماند که در آنجا مؤمن و مومنهاى باشند مگر آنکه ملائکه داخل میشوند مگر خانهاى که در آن سگ یا خوک یا خمر یا صورت و مجسمه یا چیزى از حرام باشد و همه شب تهلیل و تسبیح و استغفار میکنند براى امت محمد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم چون صبح شود رو بآسمان آرند ملائکه ساکنین عالم دنیا آنان را استقبال نمایند گویند از کجا مىآئید گویند از زمین که دوش شب قدر بوده ملائکه سؤال نمائید خدا با امت محمد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم چه کرد گویند خدا صالحین آنان آمرزید و شفاعت آنها را در باره گنهکاران قبول نمود آن وقت فرشتگان بآواز بلند تهلیل و تسبیح مینمایند و بر آن کرامتى که بامت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم عطا نموده شکر میکنند و همین طور ملائکه آسمان اول میروند بآسمان دوم و از آنجا بآسمان سوم و چهارم تا میرسند بسدرة المنتهى و از آنجا ببهشت عدن و همین طور سؤال و جواب بین ملائکه دائر میگردد و همه تسبیح و حمد و ستایش الهى را بجاى مىآورد تا آخر حدیث که مفصل است (ابو الفتوح رازى)
سخنان مفسرین در شأن نزول آیه و در وجه تعیین الف شهر
(1) از حضرت رسول صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم حدیث میکنند چهار عابد را نام برد که هر یک هشتاد سال عبادت کردند و طرفة العینى معصیت ننمودند ایوب زکریا حزقیل یوشع صحابه تعجب نمودند آن گاه جبرئیل این سوره را آورد و بیان نمود که عبادت یک شب تو بهتر است از عبادت هزار ماه آنها (2) وقتى عمر امت پیمبر اکرم را بر او عرضه نمودند و عمر امت پیشین را باز نمودند چون عمر امت خود بنظرش کم آمد این سوره فرود آمد که بعمر کم آنان بر طاعتشان ثواب بسیار میدهیم تا یک شب آنها مطابق گردد با هزار ماه (3) حدیث دیگر برسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم عرضه نمودند که در بنى اسرائیل مردانى بودند که هشتاد سال روزه بروزه میبردند و شب تا صبح قیام مینمودند حضرتش از خدا طلب نمود که در امت او نیز چنین عبادتى باشد این سوره فرود آمد (4) ملک سلیمان هزار ماه بود و ملک ذو القرنین هزار ماه و مؤمنى که این شب را دریابد از ملک سلیمان و ملک ذو القرنین بهتر است و غیر اینها از روایات و توجیهاتى که مفسرین در شأن نزول آیه نمودهاند بسیار است بهمن قدر اختصار نمودیم تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ در بیان شرافت و فضیلت شب قدر است که در آن شب ملائکه و روح فرود مىآیند براى هر امرى که مأمور بانجام آن گردیدهاند در اینکه مقصود از روح که عطف بملائکه داده شده چیست اکثر مفسرین را عقیده بر این است که جبرئیل امین است و اخبار بسیارى نیز شاهد بر این است و این قول را تأیید مینماید.
قول دیگر مقصود از روح آن فرشتهاى است که در قیامت در یک صف میایستد و تمام فرشتگان دیگر در یک صف یَوْمَ یَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِکَةُ صَفًّا سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ هى مبتداى مؤخر سلام خبر مقدم یعنى در این شب خیر و سلامت و برکت است یا این شب از خدعه و وسوسه شیطان بسلامت و در امان است یا در این شب ملائکه و روح تا صبح سلام و درود میفرستند براى مؤمنین این توجیهات و تأویلاتى که مفسرین راجع باین سوره مبارکه نمودهاند بجاى خود و باعتبار ظهور لفظى آیات بموقع و باعتبار فهم عرفى نیز درست و صحیح بنظر مىآید و نیز مطابق با بعض احادیث است لکن نظر به اینکه قرآن ظاهرى دارد و باطنى قشرى دارد و لبّى تفسیرى دارد و تأویلى چنانچه در احادیث است که قرآن را هفت بطن است و در بعض روایات هفت احرف است لهذا ممکن است آیات را تطبیق نمائیم بر معنى دیگرى علاوه بر آنچه مفسرین راجع باین مبارک سوره نمودهاند
(توجیه لطیف)
مقدّمه بعرض مطالعه کنندگان محترم میرسانم شکى نیست که قرآن کلام الهى و از معدن عظمت الوهیت فرود آمده و همان طورى که کلام ارائه میدهد ما فى الضمیر متکلم را قرآن نیز ارائه میدهد معانى و مطالبى را که از عالم لاهوت بعالم ناسوت ظهور نموده و همان طورى که معانى از مرتبه عقل انسانى تنزل مینماید بمرتبه نفس وى و از آنجا بمرتبه خیال و از مرتبه خیال بمرتبه حسّ مشترک و ذهن و از آنجا بصورت الفاظ در خارج بروز و ظهور مینماید همین طور قرآن که در وصف آن فرموده إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ فِی کِتابٍ مَکْنُونٍ لا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِینَ که از مرتبه علم لدنى و دفتر آفرینش تنزل نموده در عالم قضاء که شاید اشاره بهمین مرتبه دارد آنکه در احادیث تعبیر بمشیت شده که خدا همه چیز را بمشیت خلق نموده و مشیت را بچیز دیگرى خلق ننموده و از مرتبه قضا تنزّل نموده و در لوح محفوظ ثبت گردیده و در عالم مجرّدات و در مرتبه عقل کل که مظهر تام و تمام او حقیقت محمدیّه است ظهور پیدا نموده و از آن مرتبه نیز تنزل نموده و در مرتبه نفس کلى عالم که مظهر تام و تمام آن نفس شریف محمدى صلّى اللَّه علیه و آله سلّم و قلب مبارک وى است فرود آمده و نیز از آن مرتبه تنزّل نموده و در عالم طبیعت فرود آمده و بصورت الفاظ بروز و ظهور نموده و شب قدر شاید اشاره بعالم طبیعت باشد که عالم طبیعت مثال شب ظلمانى است نسبت بروز عقلانى در احادیث وارد شده
(ما من شىء الا بعلم و مشیّت و اذن و قضاء و قدر و اجل و کتاب)
و چنانچه از این احادیث و امثال آن استفاده میشود مرتبه مشیّت قبل از مرتبه قضا و قدر است و از اینجا معلوم میشود که هر چیزى که در این عالم طبیعت ظهور و بروز مینماید مراتبى را طى نموده تا آنکه در این لباس مادیّت و در این عالم دنیا که پائینترین و نازلترین مراتب خلقت بشمار میرود جلوه نموده.
و نیز شکى نیست که محل نزول قرآن قلب مبارک نبى خاتم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بوده در سوره بقره آیه 91 فرمود قُلْ مَنْ کانَ عَدُوًّا لِجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِکَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ سوره شعراء آیه 192 وَ إِنَّهُ لَتَنْزِیلُ رَبِّ الْعالَمِینَ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ عَلى قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ و غیر اینها از آیات که دلالت واضح دارد که قرآن بتوسط روح الامین بقلب مبارک رسول اکرم فرود آمده و جمع بین این آیات و آیه بالا إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَکَةٍ که آن آیات بالا محل تنزیل قرآن را قلب رسول اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم قرار داده و این دو آیه زیر محل انزال قرآن را شب قدر قرار داده و چون شب یک قطعهاى از زمان بشمار میرود و نمیشود محل و قرارگاه قرآن باشد مگر آنکه آیه این طور توجیه شود (انا انزلناه فى قلبک فى لیلة القدر) یا آنکه لیل در آیه را تعمیم دهیم و گوئیم شاید مقصود از شب عالم طبیعت است نه شب معین اگر چه تخصیص شب بعالم طبیعت خلاف ظاهر لفظ است لکن باعتبار معنى و جمع بین آیات بى مناسبت نیست.
پس از بیان این دو مقدمه گوئیم إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ شاید اشاره باین باشد که ما قرآن را از عالم ما فوق الطبیعه تنزّل دادیم و بصورت الفاظ فرود آوردیم در عالم طبیعت که مصداق و مظهر کاملش مرتبه حسّ و بدن محمدى صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم است که بسیار بزرگ و با عظمت و جلال و شریف و ذى قدر است وَ ما أَدْراکَ خطاب بپیمبر اکرم است که تو چه دانى که این شب چه قدر عظمت و جلال دارد لکن ممکن است مقصود مؤمنین باشند که آنان عظمت و بزرگى حسّ شریف او را نتوانند درک نمایند زیرا که هیکل و جسمى مىبینند لکن نمیدانند که جسم آن بزرگوار مشکلات نور الهى و زجاجه انوار لم یزلى و محل ودائع آیات صمدانى است لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ شاید در مقام عظمت مرتبه حسّ و جسم محمدى صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم برآمده که طبیعت و بدن آن بزرگوار نسبت بباقى طبایع و ابدان در لطافت و طهارت بالاتر و عظیمتر است از نسبت یک شب بهزار ماه و تشبیه بشب نه از جهت ظلمت و تاریکى آن است زیرا که حضرتش جسما و روحا نور است که ظلمت و تاریکى در او یافت نمیشود چنانچه توصیف (بسراجا منیرا) گردیده بلکه ممکن است گفته شود تشبیه بشب از جهت سکونت و آرامش آن است و نیز همین طورى که شب ملصق بروز روشن است جسم مبارک آن سرور نیز ملصق بروح آن بزرگوار است که عین نور و حقیقت عقل و روح اعظم و مظهر انوار الهى است تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ نظر بعظمت و شأن قرآن دارد که هنگام نزول قرآن در عالم طبیعت طبقات ملائکه با روح و شاید اشاره بهمان روحى باشد که در پاسخ سؤال از روح فرموده (قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی) که روح از عالم امر پروردگار من است (لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ) نه از عالم خلق که ملائکه و روح بمشایعت قرآن از مقام خود تنزل نموده و از هر جانب و اطرافى بزمین فرود مىآیند سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ ملائکه و روح سلام و درود میفرستند بر حقیقت روح و جسم و طبیعت محمدى صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم مادامى که طبیعت باقى است و تا وقتى که روح شریفش از عالم طبیعت پیوند گردد بعالم نور و طلوع فجر حقیقت إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ خدا و ملائکه و مؤمنین و این عاصى گنه کار تماما سلام و درود میفرستیم بروح پاک آن سرور و ذریّه طاهرین او صلوات اللَّه و سلامه علیه و اله الطاهرین و اینکه در بعض روایات دارد که مرجع ضمیر (هى) امام زمان است تأیید مینماید گفتار ما را زیرا که امام بعد از رسول اکرم مظهر و نماینده و قائم مقام و نائب او است سلام و درود بر آن بزرگوار بعینه سلام و درود بر نبى اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم است